تبلیغات
خدا - عشق - غزل - مهدی شهابی
 
تا شقایق هست زندگی باید کرد

مهدی شهابی

نوشته شده توسط :محمد مهدی وند
چهارشنبه 29 آبان 1392-02:01 ق.ظ

من دلم را که می‌تپد با تو  ـ گرچه گمراه ـ  دوست می‌دارم
با تو معدود خنده‌هایم را   ـ گرچه کوتاه ـ  دوست می‌دارم
چشم خود را که دیده بود تو را، دست خود را که چیده بود تو را
پای خود را که مدتی شده بود، با تو همراه دوست می‌دارم
هر کسی را که دارد از تو نشان، همه را فارغ از زمان و مکان
مثل عکس عروسی‌ات که در آن، شده‌ای ماه دوست می‌دارم
غصه را در پی رمیدن تو، گریه را درپس ندیدن تو
لحظه‌ای را که بعد دیدن تو ، می‌کشم آه ... دوست می‌دارم
یادم آمد ... غزل که می‌گفتم ؛ دوست می‌داشتی و می‌خواندی
به همین خاطر است شعرم را ،  گاه و بی‌گاه  دوست می‌دارم
تو عیار محبتم شده‌ای  دوستت دوست ، دشمنت دشمن
هرکسی را که دوست می‌داری، ناخودآگاه دوست می‌دارم





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox