تبلیغات
خدا - عشق - غزل - صالح سجادی
 
تا شقایق هست زندگی باید کرد

صالح سجادی

نوشته شده توسط :محمد مهدی وند
سه شنبه 28 آبان 1392-01:08 ق.ظ

آن روزها زمینِ سترون ثمر نداشت
یک تلِ خاک بود و جز این مختصر نداشت
آدم هنوز داخل بازنده‌ها نبود
حوا هوای وسوسه بازی به سر نداشت
نمرود ادعای خدایی نکرده بود
زرتشت از تقدّس آتش خبر نداشت
مریم هنوز باکره و نیل بی‌خراش
موسی عصای معجزه، عیسی پدر نداشت
وقتی خدا سرودِ ازل را ترانه کرد
غیر از غزل به قالب دیگر نظر نداشت
هر روز کارِ شعرِ شدن را ادامه داد
دست از سر تخیّل و تصویر برنداشت
وقتی تمام دفتر خود را سیاه کرد
برگی سپید جز دل پاک بشر نداشت
استاد بیت آخر خود را که می‌نوشت
غیر از سه حرفِ اسمِ خودش بیشتر نداشت
او عشق، خط سوم خود را تمام کرد
آن خط سومی که به جز دردسر نداشت
سِحری که در نظاره لیلی نهفته بود
ای کاش بر اراده‌ی مجنون اثر نداشت
دستی که طرح چهره‌ی یوسف کشیده بود
انگار از وجود زلیخا خبر نداشت



نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox