تبلیغات
خدا - عشق - غزل - غزل حسین جنتی در سوگ استاد قهرمان
 
تا شقایق هست زندگی باید کرد

غزل حسین جنتی در سوگ استاد قهرمان

نوشته شده توسط :محمد مهدی وند
سه شنبه 28 آبان 1392-01:08 ق.ظ

غم چیره گشت، توبه چه خواهد زِ جانِ من؟
ساقی! کجاست شیشه ی من؟ استکانِ من؟
غم چیست؟ غم چه کرد؟ که دانست در جهان؟
من دانم و خدای من و استخوانِ من!
چندان دلم شکسته که دیگر عجیب نیست،
آید صدای شیشه اگر از دهانِ من!
صد برگه ی سفید پسش داده ام ، بس است
کِی خسته می شود فلک از امتحانِ من؟
ای مرگ! دشمنانِ مرا هیچ دیده ای؟
ای خیمه بسته دور و برِ دوستانِ من!
هر ملتی به نامِ بزرگی ست سربلند
وایا به حالِ ملتِ بی قهرمانِ من!




نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox